chancres مسابقه قزاقستان وزنه بردار ترکمنستان

chancres: مسابقه قزاقستان وزنه بردار ترکمنستان وزنه برداری وزنه برداری قهرمانی بزرگسالان آسیا جابر بهروزی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری داریوش مهرجویی در گرداب تلخی بی‌پایان فیلم‌های بد

داریوش مهرجویی جهت سال‌ها موفق‌ترین کارگردان در میان کارگردانان پیش کسوت سینمای کشور عزیزمان ایران بود. منهای عباس کیارستمی که فیلم‌هایی خارج از جریان مهم سینما

داریوش مهرجویی در گرداب تلخی بی‌پایان فیلم‌های بد

داریوش مهرجویی در گرداب تلخی بی آخر فیلم های بد

عبارات مهم : اجاره

داریوش مهرجویی جهت سال ها موفق ترین کارگردان در میان کارگردانان پیش کسوت سینمای کشور عزیزمان ایران بود. منهای عباس کیارستمی که فیلم هایی خارج از جریان مهم سینمای کشور عزیزمان ایران می ساخت و سبک منحصربه فرد خودش را داشت مهرجویی تنها کارگردانی از میان کارگردانان قدیمی سینمای کشور عزیزمان ایران بود که توانست خیلی سریع خودش را با شرایط جامعه کشور عزیزمان ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تطبیق دهد و تا سال ها فیلم های مهمی بسازد.

موج نوی سینمای کشور عزیزمان ایران را مهرجویی و کیمیایی پایه گذاری کردند. سبک، شکل و ساختار فیلم های این دو نفر خیلی با هم متفاوت بود، ولی هر دو توانستند با ساخت گاو و قیصر سینمای کشور عزیزمان ایران را متحول کنند. تا پیش از این دو فیلم جریان مهم سینمای کشور عزیزمان ایران تحت تاثیر فیلمفارسی ها قرار داشت و تک و توک تلاش های روشنفکران ایرانی جهت ساخت آثاری متفاوت راه به جایی نبرده بود.

داریوش مهرجویی در گرداب تلخی بی‌پایان فیلم‌های بد

خشت و آئینه، فریدون در تخت جمشید و جنوب شهر تلاش های روشنفکران ایرانی جهت ساخت آثار متفاوت در سینمای کشور عزیزمان ایران بودند که همگی با شکست مواجه شدند. این فیلم ها فارغ از کیفیت ارزش نتوانستند موجی راه بی اندازند. این مهرجویی و کیمیایی بودند که نیم قرن پیش با ساخت گاو و قیصر توانستند سینمای متفاوت کشور عزیزمان ایران را پایه ریزی نمایند.

گاو که از مجموعه داستان های عزاداران بَیَل اقتباس شده است بود با تمام ضعف هایش توانست وجه دیگری از سینمای کشور عزیزمان ایران را به مخاطبان جدی سینما عرضه کند. فیلمی بود به شدت روان کاوانه که به مدد بازی استثنایی عزت الله انتظامی استحاله شخصیت مهم اش بی نقص از کار در آمده بود. فیلم یک خرق عادت کامل جهت سینمای کشور عزیزمان ایران بود. جایی خارج از جریان مهم کشور عزیزمان ایران می ایستاد، بازیگرانش نه ستاره های سینمای فارسی که بازیگران تحصیل کرده تئاتر بودند و داستانش نه در کافه ها و محیط های شهری که در روستایی دورافتاده اتفاق می افتاد. این جهت تماشاگری که به دیدن رقص و آواز و بزن بزن سینمای فارسی عادت کرده بود یک آشنازدایی کامل بود.

داریوش مهرجویی جهت سال‌ها موفق‌ترین کارگردان در میان کارگردانان پیش کسوت سینمای کشور عزیزمان ایران بود. منهای عباس کیارستمی که فیلم‌هایی خارج از جریان مهم سینما

با گاو سینمای روشنفکری صاحب نمونه مناسبی جهت عرضه به مخاطب شد و توانست نخستین حضور جدی سینمای کشور عزیزمان ایران در جشنواره های خارجی را رقم بزند. هر چند نباید این توصیه را از نظر دور داشت که اگر فروش بی نظیر قیصر نبود ممکن بود گاو هم به آینده فیلم هایی همچون خشت و آئینه و سیاوش در تخت جمشید دچار شود. فروش و استقبال همه جانبه از قیصر بود که گاو را هم در کانون توجه قرار داد. هر چه بود مهرجویی توانست با گاو بدل به بااهمیت ترین کارگردان سینمای کشور عزیزمان ایران در کنار کیمیایی شود.

مهرجویی بعد از گاو در همان راستا به فعالیت ادامه داد. فیلم های متفاوتی ساخت که اگر چه به لحاظ کیفیت آثار یکسانی نبودند ولی اعتبار او را به عنوان کارگردانی متفاوت حفظ کردند. عالی ترین فیلم مهرجویی در سال های پیش از انقلاب بدون شک دایره مینا هست. فیلمی سرد و تیره و تار راجع به تزریق خون های آلوده به بیماران بیمارستان ها. مهرجویی با روایتی سرد و بی پیرایه داستان استحاله پسری را تعریف می کرد که درگیر بازار سیاه خون های آلوده می شد و از طریق این درگیری خودش تبدیل به جزئی از آن سیستم آلوده می شد. تاثیرگذاری دایره مینا علی رغم اکران کوتاهش بسیار اوج بود. این تاثیر گذاری به حدی بود که بعضی اعتقاد دارند تشکیل شرکت انتقال خون بعد از اکران جنجالی این فیلم به جریان افتاد.

مهرجویی تنها کارگردانی بود که با کمترین حاشیه و افت به سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پا گذاشت. بعد از فیلم توقیفی و فراموش شده است حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق/مدرسه ای که می رفتیم مهرجویی یکی از عالی ترین کمدی های تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران را ساخت. اجاره نشین ها یکی از عالی ترین کمدی های تاریخ سینمای کشور عزیزمان ایران هست.

داریوش مهرجویی در گرداب تلخی بی‌پایان فیلم‌های بد

مهرجویی داستان روشنفکرانه و نمادپردازانه اش را در اوج تعریف می کند.این یکی از معدود دفعاتی است که یک خالق در سینمای کشور عزیزمان ایران توانسته نمادهایش را در دل یک داستان درست روایت شده است جا دهد. نمادهای مدنظر مهرجویی در اجاره نشین ها با این که کاملاً قابل شناسایی هستند ولی آزار دهنده نیستند. اجاره نشین ها انقدر روایت درست و شوخی های بامزه داشت که نخواهد از نمادهایش بیش از حد مورد نیاز استفاده (بخوانید سوءاستفاده) کند. علاوه بر این اجاره نشین ها چند غافلگیری اساسی جهت تماشاگران ایرانی داشت. یکی از این غافلگیری ها صحنه رقصیدن اکبر عبدی بود که در آن سال ها به مثابه یک بمب عمل کرد و گیشه را ترکاند.

مهرجویی بعد از چند سال و فیلمی فراموش شدنی (شیرک) یکی از جنجالی ترین و سوءتفاهم برانگیزترین فیلم های سینمای کشور عزیزمان ایران را ساخت، هامون. هامون هم جوایز مهم جشنواره فجر را درو کرد، هم منتقدان ستایشش کردند و هم مردم از آن استقبال بی نظیری به عمل آوردند. علاقه و علاقه به هامون تا به امروز ادامه دارد. عده ای هامون باز شده است اند. قسمت های متفاوت فیلم را حفظ کردند. ادای مهشید و هامون را درآورند و تلاش کردند شبیه آن ها باشند. ولی تمام این موفقیت ها باعث نمی شود هامون را فیلم خوبی بدانیم. هامون فیلم بدی هست. نگارنده بعد از بارها تماشای هامون هنوز نفهمیده درد مهم هامون چیست؟ نفهمیده آیا هامون باید طوری واکنش‌ها کند که باعث شود مهشید از او منزجر شود؟ علی عابدینی کیست که هامون انقدر رویش تعصب دارد؟ آیا هامون او را مراد خود می پندارد؟ اصلاً آیا چنین آدمی با چنین رفتاری باید نماد روشنفکری در سینمای کشور عزیزمان ایران باشد؟ مشتاقان و هواداران فیلم هامون البته به این پرسشها کاری ندارند. آن ها هامون و ادا و اطوارهایش را(که به مدد بازی بی نظیر خسرو شکیبایی جالب از کار درآمده) دوست دارند.

داریوش مهرجویی جهت سال‌ها موفق‌ترین کارگردان در میان کارگردانان پیش کسوت سینمای کشور عزیزمان ایران بود. منهای عباس کیارستمی که فیلم‌هایی خارج از جریان مهم سینما

هامون یک راه میانبر جهت روشنفکر شدن هست. با تقلید از هامون می شود جلب توجه کرد و روشنفکر شد. دوستی داشتیم که هامون بازی طراز اول بود. انقدر عاشق هامون بود که رفت وحشت و لرز کیرکه گور را خرید تا مثل هامون شود. ولی نه از کتاب چیزی فهمید و نه روشنفکر شد. هامون به خاطر همین القائاتش فیلم بدی هست. کسانی که از بحران امروز فیلم های مهرجویی شاکی هستند باید ردپایش را در هامون جست و جو کنند. مهرجویی بعد از هامون سراغ زنان رفت و ملودرام هایی شهری با محوریت زنان ساخت که نقطه اوجش بدون تردید لیلا هست. مهرجویی در لیلا از دل داستانی راحت و خاله زنکی که روی کاغذ حتی ارزش مطالعه ندارد یکی از پیچیده ترین ملودرام های سینمای کشور عزیزمان ایران را خلق کرد. مهرجویی با تاکید روی بی پناهی لیلا بدون این که به دام سانتی مانتالیسم بی افتد او را به یکی از خاص ترین قهرمان های سینمای کشور عزیزمان ایران بدل کرد. بخشیدن وجوه عارفانه به لیلا باعث می شد، تسلیم و رضای لیلا او را به عالم بالاتر وصل کند و لیلا بدل به یک عارف عامی شود.

بعد از لیلا افت مهرجویی شروع شد. میکس، دختر دایی گمشده و حتی فیلم ستایش شده است درخت گلابی فیلم های خوبی نبودند. بااهمیت ترین فیلم این سال های مهرجویی که زیادی تحویلش گرفتند مهمان مامان هست. مهمان مامانی که کپی ضعیف و عامیانه ای از اجاره نشین ها بود. بعد از توقیف سنتوری مهرجویی کم کردن کرد. فیلم به فیلم بدتر شد. فیلم هایش بدل شد به کمدی های ناخواسته. از همه بدتر تصویر العمل مهرجویی به نقدها بود. او همه منتقدان را بی سواد و نادان خواند و تاکید کرد آثارش عالی هستند. این اصرار بیهوده به فیلم ساختن و ستایش بی علت بعضی هواداران باعث شد مهرجویی کاریزمای خودش را از دست بدهد و بدل به کپی کیمیایی شود. دو کارگردانی که زمانی پایه گذار سینمای متفاوت کشور عزیزمان ایران بودند امروز در گرداب تلخی بی آخر فیلم های بدی که می سازند گیر افتاده اند. به نظر می رسد مثل کیمیایی باید کار مهرجویی را هم تمام شده است دانست. از این ذهن های آشفته فیلم خوب بیرون نمی آید.

داریوش مهرجویی در گرداب تلخی بی‌پایان فیلم‌های بد

مناسبت ۲۴

واژه های کلیدی: اجاره | ایران | داستان | ایرانی | داستان | سینمای | مهرجویی | داریوش مهرجویی


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog